بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٦٨ - شرح امكان اثباتى ترتب
ترجمه:
شرح امكان اثباتى ترتّب
امّا بيان امر دوّم يعنى دليل بر وقوع ترتّب (امكان اثباتى) و اينكه دليلش همان نفس دو امرى است كه به اهمّ و مهمّ تعلّق گرفته است چنين مىباشد:
فرض اينستكه هركدام از اهمّ و مهمّ بحسب دليلشان با قطع نظر از وقوع مزاحمت بين آنها حكم مستقلّى مىباشند كما اينكه مفروض كلام آنستكه دليل هريك از ايندو نسبت بديگرى بملاحظه دو صورت فعل هريك و عدمش مطلق مىباشد.
بنابراين وقتى بحسب اتّفاق بين آنها تزاحم واقع شد باعتبار اطلاق دليل آنها مىبايد بينشان جمع نمود ولى اينمعنا محال است زيرا مستلزم جمع بين ضدّين مىباشد لاجرم لازم است از اطلاق يكى صرفنظر نمود منتهى چون فرض اينستكه اهمّ اولى و ارجح از مهمّ بوده و تقديم مرجوح بر راجح و مهمّ بر اهمّ معقول نيست متعيّن و لازم است كه از اطلاق دليل امر بمهمّ فقط رفع يد كنيم ولى اين معنا مقتضى نيست كه از اصل دليل مهمّ چشم بپوشيم و وجودش را بمنزله عدم فرض كنيم زيرا اين رفع يد از جهت تقديم اطلاق اهمّ بر مهمّ بوده كه تزاحم بين ايندو و ارجح بودن اهمّ بر مهمّ اقتضاء آنرا دارد و بعبارت ديگر ضرورت و اضطرار موجب آن شده و در محلّش مقرّر است كه ضرورات بمقدارى كه ايجاب مىكنند مورد ارتكاب واقع مىشوند.
و بهر تقدير وقتى از اطلاق دليل مهمّ رفع يد كرده ولى اصل آنرا پذيرفته و بحال خود باقى گذارديم معناى آن اينستكه خطاب مهمّ فعليّتش مشروط به ترك اهمّ مىباشد و اين همان ترتّبى است كه در مورد بحث مقصود و مراد مىباشد.
بيان مراد
قوله: و لكن ذلك محال: مشار اليه « ذلك » جمع بين اطلاق دليل اهمّ و مهمّ مىباشد.
قوله: و لا يقتضى ذلك رفع اليد الخ: مشار اليه « ذلك » رفع يد از اطلاق دليل امر بمهمّ مىباشد.